بازخوانی میراث فکری معمار طوفان الاقصی : «یحیی سنوار»

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در نخستین سالگرد شهادت یحیی سنوار، نشست «معمار طوفان»، با هدف بررسی ابعاد شخصیتی این چهره اثرگذار مقاومت و واکاوی میراث فکری، فرهنگی و سیاسی او در نبرد با رژیم صهیونیستی، به همت سیمافکر در خانه اندیشهورزان برگزار شد.
شکلگیری شخصیت سنوار
شهریار شفیعی، مترجم کتاب «صبح شبات» با اشاره به شخصیت پیچیده یحیی سنوار گفت: «او مردی بود که در زمان حیات همواره در مرز بین خیانت و فداکاری و قهرمان پوشالی بودن یا اسطوره از مقاومت و مبارزه با ظلم در نگاه مردمش مطرح بود.
شفیعی در ترسیم فضای شکلگیری شخصیت سنوار گفت : «در غزه همه چیز سیاسی است. هر فردی دلیل خاص خود را برای مقاومت دارد: آوارگی، تخریب خانهها و ظلمهای بیپایان.» او گفت با توجه به نوشته های سنوار میتوان حدس زد که تصویری که از دوران کودکی در ذهن سنوار نقش بسته تصویری است از سیمهای خاردار، حکومت نظامی و سربازان اسرائیلی. خاطرات سخت از ایستهای بازرسی و کشیده شدن پسران خانوادهها برای بازداشتهای طولانیمدت، جرقههای اولیهای برای شکلگیری شخصیت مبارزاتی او در اوایل نوجوانی بودند.
او در ادامه از نخستین آشنایی سنوار با اندیشه مقاومت گفت: « سنوار از نوجوانی که به مسجد میرفت، با آموزههای شیخ احمد یاسین، رهبر نوظهور اسلامگرا در غزه، آشنا شد. اندیشههای سید قطب و حسن البنا نیز تأثیرات فکری عمدهای در شکلگیری تفکر سنوار داشت. در ۱۹ سالگی، سنوار برای اولین بار به اتهام عضویت در گروههای مقاومت بازداشت شد.» او توضیح داد که دستگیری زودهنگام کودکان و نوجوانان بخش از سیاست اسرائیل برای جلوگیری از رشد رهبران جدید مقاومت و استفاده از روانشناسی ترس در سنین کودکی است تا روحیه مبارزه را در آنها را از این سن تضعیف کند.
اما زندگی سنوار در زندان به یک تحول بزرگ منجر شد. شفیعی بیان کرد که سنوار و شیخ یاسین زندان را به دانشگاهی برای آموزش اندیشههای مقاومت تبدیل کردند. سنوار در زندان به بررسی دلایل شکست جنبشهای فلسطینی پرداخت و به نقش نفوذ خارجی و خیانت عوامل داخلی در این شکستها پی برد. در این زمان، سنوار با تأسیس واحد «المجد»، واحد اطلاعاتی حماس، نقش مؤثری در شناسایی عوامل نفوذی در داخل مقاومت فلسطین ایفا کرد.
سومین دستگیری سنوار نقطه عطفی در زندگی مبارزاتی او بود. شفیعی به این نکته اشاره کرد که در زندان، سنوار با تحلیل دقیق مسائل داخلی اسرائیل و تسلط بر زبان عبری، به یک استراتژیست بزرگ تبدیل شد. به گفته خود سنوار او حتی میتوانست تحلیلهایی دقیقتر از مقالات روزنامههای اسرائیلی درباره مسائل داخلی اسرائیل ارائه دهد. در زندان، سنوار به تقویت سلوک معنوی و مبارزاتی خود نیز پرداخت و صبحها را به حفظ قرآن، عصرها را به تمرینات جسمی و رزمی و شبها را به مباحثه با همبندیها اختصاص میداد. شفیعی در ادامه افزود که سنوار در همان زندان طرح گروگانگیری برای تبادل اسرا را ریخت که منجر به آزادی ۱0۲۷ نفر از اسیران فلسطینی از جمله خود او، در ازای یک سرباز اسرائیلی در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۱ شد.
زمان بخشی به زندان با خار و میخک
علیرضا سمیعی درباره رمان خار و میخک که داستانی است که سنوار آن را در زندان به رشته تحریر در آورده بود گفت: « خاصیت زندان این است که زمان و مکان را از زندانی میگیرد. سنوار در زندان نگارش خار و میخک برای خود زمان و مکان را خلق کرد.»
او در ادامه افزود: « ملتی که آواره است همواره در سرزمین های دیگری شکست می خورد و شکست دیگران را بهبدترین شکل متحمل میشود. برخاستن مردم فلسطین از خاکستر اشغال ساده نیست. آنها مجبورند برای زنده ماندن برای اشغالگران کار کنند و این یعنی در معامله با صهیونیست ها یا به خائنان به وطن خود تبدیل شوند یا از گرسنگی بمیرند. انتخاب بین خیانت یا مرگ چیزی نیست که معمولا در زندگی آدمی رخ دهد و اغلب به عنوان یک انتخاب استثنایی نادرست ولی الزامی پیش میآید و چه بسا مرتکبان بدان هیچگاه نتوانند به زندگی عادی خود بازگردند.»سمیعی تأکید کرد که درک پایداری امروز فلسطینیان، بهویژه پس از هفتم اکتبر، بدون شناخت این گذشته ممکن نیست: « آنها سالها در مرزِ انتخابِ مرگ و زندگی، آموختهاند که تنها شهادتطلبی است که میتواند همین زندگی دشوار اما آزاد را برایشان ممکن کند.»
سنوار میان سیاست و میدان
محمد یلماز در متن خود با عنوان «طوفانِ یحیی» به تحلیل شخصیت و میراث یحیی سنوار پرداخت. به گفتهی یلماز، تفاوت سنوار با رهبران پیشین حماس این بود که سنوار همزمان نظامی ترین سیاسی بود و سیاسی ترین نظامی. انسانی بین محمد ضیف و اسماعیل هنیه.
«سنوار میگفت مقاومت فقط سلاحی که در دست داریم نیست بلکه عشقی است که به فلسطین در هر نفسی که می کشیم داریم. اراده ای است که می خواهیم بمانیم.» سنوار در سخنرانی دسامبر 2022 ضمن طرح تلویحی طوفان الاقصی و وعده یورش به دشمن، خطاب به مردمش گفته بود: « سیلی باشید که عقب نشینی نمی شناسد و ارام نمیگیرد تا زمانی که جهان اعتراف کند که ما صاحبان حق هستیم و و فقط اعدادی در اخبار نیستیم.»
یلماز در ادامه یادآور شد که حدود بیست سال پیش، میان گروههای مقاومت درباره ورود به عرصه سیاست و تشکیل دولت اختلاف نظرهای جدی وجود داشت. در نهایت، تصمیم به شرکت حماس در انتخابات و تشکیل دولت غزه گرفته شد؛ تصمیمی که بهناچار مستلزم نوعی تعامل با رژیم صهیونیستی بود و خطر عادیسازی و دور شدن از آرمان آزادی را در پی داشت. به باور برخی ناظران، همین امید پنهان به تعدیل مقاومت، موجب شد آمریکا و اسرائیل نیز از شکلگیری دولت حماس در غزه استقبال کنند. اما پاسخ سنوار به دوگانهی دولت یا جنگ این بود: «خدا به ما تمکن داده است و باید از آن استفاده کنیم برای جنگ.
به گزارش منابع فلسطینی، سنوار که دغدغهی معیشت مردم غزه را داشت، حتی زمانی که ناگزیر از گفتوگو با اسرائیل برای حل مشکلات روزمره بود، در پسِ آن برنامهای گستردهتر را پیش میبرد. او برای اقشار مختلف مردم، پس از ساعات اداری، نقشهایی تعریف کرده بود تا در مسیر آمادگی برای آزادی سرزمینشان فعال باشند. در ویدئویی که پس از هفتم اکتبر منتشر شد، سنوار در بازدید از پایگاههای ساخت موشک میگوید: « اولویت ما، طرح آزادسازی است و تجهیز برای آن.»
در دوران ریاستش بر دفتر سیاسی حماس در نوار غزه، او همزمان وارد گفتوگوهای سیاسی با تشکیلات خودگردان، امارات، مصر و حتی اسرائیل شد تا بحرانهایی مانند بیکاری، کمبود کالا و ساخت نیروگاه غزه را حل کند. همین رویکرد واقعگرایانه، برای بسیاری نشانهی تغییر او تلقی میشد؛ گمان میبردند این زندانی محکوم به ۴۰۰ سال حبس که پس از ۲۳ سال آزاد شد، دیگر رؤیای آزادی بزرگ را کنار گذاشته و تنها بر بهبود زندگی در زندان بزرگ غزه تمرکز کرده است. اما نگاه سنوار این بود که « از زندان نترسید، زندان بخشی از راه طولانی ما به سوی آزادی است.
او از این ظاهر آرام بهعنوان حجابی برای فعالیتهای عمیقتر مقاومت استفاده میکرد؛ پیروزیهای کوچک روز را ابزاری میدانست برای امید دادن و فراهم کردن امکانات نبرد بزرگ شب. همراهانش در زندان گفتهاند بازجوییهای طولانی او آنها را نگران کرده بود که شاید دارد به دشمن اطلاعات میدهد.
بعدها برایشان معلوم شد که سنوار بازجویی ها را محل کسب اطلاعات و تحلیل از بازجوها و زندانبان هایش کرده بود و زندانی شدنش را تبدیل کرده بود به نوعی عملیات شناسایی در عمق خاک دشمن. در دوران مسئولیتش در حماس به مبارزه با فساد برخی مقامات حماس در غزه پرداخت که موجب فراری دادن انها از غزه شد.
سنوار و اخلاقِ مقاومت
یلماز می گوید بعد از شهادت سنوار از دوستی فلسطینی مهم ترین ویژگی سنوار را در نسبت با دیگر رهبرانشان پرسیدم، کف دستش را نشان داد و گفت: « خیلی صادق بود.» این صداقت به او کمک میکرد که متوجه همه واقعیت باشد و حق هر چیزی را به جا اورد و این صداقت لازمه به وحدت رساندن جامعه بود.
سنوار در رمان خار و میخک ما را با گفتمان هایی که می گویند مقاومت بی فایده است درگیر می کند. در جایی از رمان وقتی اسرائیل برای ساخت و ساز دولتش به فلسطینیان اواره در اردوگاه مجوز کار میدهد و فداییان مفلسطینیان متقاضیی کار را خائن می دانند و بحثی در میگرد که ما چطور میتوانیم دولت دشمنمان را بسازیم در مقابل نگاهی که می گوید اسرائیل دیگر برپا شده و کار نکردن ما تثیری ندارد.
نویسنده می گوید نگاه درست دین خانه هایی بود که نیاز به یک لقمه نان و شیر برای نوزادان داشتند و پیدا نمی کردند و کار برای اسرائیل به رغم سختی و تلخی اش ماموریتی ملی بود تا مردم در اردوگاه ها و روستاها حمایت شوند و از روی اضطرار مجبور نباشند کوچ کنند. مردم شدیدا نیاز داشتند گرسنی فرزندانشان را رفع کنند و از نوامیسشان در خانه هایی که درهایش بسته شود و دیوار داشته باشد حراست کنند. توجه توامان به حفظ ناموس خانواده و ناموس وطن بود که امکان شکل گیری حرکت حقیقتا ملی مقاومت اسلامی را بوجود می آورد.
این صداقت وحدت ساز سنوار در میانه دعواهای سنگین سیاسی داخل حماس نیز موضع خاص او را جهت میداد. چنانکه در جنگ های بهار عربی زمانی که بحث ورود حماس به جنگ با دولت بشار اسد پیش امد گفت : ما مخالف هر کسی هستیم که می خواهد علیه هر دولت اسلامی یا عربی یا هر گروه مقاومتی بجنگد. ما مخالف هرگونه دشمنی با سوریه، ایران و حزب الله ایم و سلاح را از روی دشمن بر نمیگردانیم. او سالها قبل در فصل سیزدهم خار و میخک منطق عدم همراهی حرکت مقاومت اسلامی با فلسطینیان حامی سرنگونی حکومت ملک حسین در اردن را شرح داده بود: هیچوقت ابزاری برای وارد کردن بخشی از منطقه به وضعیت نامعلوم نخواهیم شد.
سنوار در خار و میخک جنگ را وحشتناک، تاریک و خفه کننده توصیف می کند اما ما را با دغدغه پدربزرگ بعد از جنگ 6 روزه اعراب با اسرائیل همراه می کند : « تا کی قرار است پناهن شومی و از سرنوشتمان فرار کنیم. دیگر نه مرگ خوب است و نه زندگی.» او نشان میدهد که چگونه در سرنوشت زندگی ما نوشته شده است. که اگر در سنگر درگیر نشویم در صف روزانه دریافت اب آژانس قدس روزی دو ساعت شیرش باز می کند و هیچوقت به همه نمی رسد با همسایگانمان درگیر خواهیم شد.
پاسخ سنوار به این سوال که وقتی کشورهای عربی با همه تجهیزات و ارتششان شکست خوردند ما با دستان خالی چگونه ممکن است پیروز شویم این بود : « سرزمین را فقط مردانش آزاد می کنند نه امکانات و تجیهزات.» سنوار مردمی شدن مقاومت و تبدیل شدن سلاح فداییان چریک گروهک ها به سنگ های مبارزه ای که در دست تک تک فلسطینیان نشست و ان گاه تبدیل شدن این سنگ ها به سلاحی که دیگر همان سلاح بی روح و بی پشتوانه مردمی سابق نبود را پیشرفت ایده مقاومت میداند. سنوار میگفت: « فراموش نکنید که وطن داستانی نیست که نقل شود بلکه حقیقتی است که باید ان را زندگی کرد.»
فلسطین: «نبرد دین و تاریخ و وجود»
سنوار در کتابش گفتگوی دو دیدگاه ملی گرایانه و اسلام گرایانه را تا اخرین صفحات کتاب پیش می برد و به وحدت می رساند و مردمی شدن مقاومت و اسلامی شدن آن را هم عرض هم تسهیل می کند. در اتکایی که به عقیده او باید به دستان صاحب سلاح صورت گیرد نه خود سلاح. در ایمان به اینکه تنها ان کس که دوستدار مردم خود است می تواند مقاومت را به نتیجه برساند. چنانکه در فصل بیست و دوم رمان خار و میخک روایت ناامید شدن فلسطینیان چشم انتظار حمله صدام به اسرائیل را بازگو می کند. در حالیکه آگاه ترانشان به معادلات جهان می دانند که « آن کس که با اسرائیل میجنگد و او را شکست میدهد ویژگیهایی دارد که صدام حسین آنها را ندارد.»
قهرمان داستان خار و میخک در خلوت خود در این کشاکش است که ماجرای فلسطین با ماجرای آزادی خواهی ها و استقلال طلبی های دیگر ملت ها به جز اشتراکاتش آیا تفاوت اساسی نیز دارد ؟ هرچند پاسخش را نمی یابد اما با خود فکر میکند رسول خدا میتوانست در شب معراج از آسمان مکه عروج کند اما حکمت خدا اقتضا میکرد که در این شب عظیم از قدس عبور کند تا اهمیت قدس در راه به سوی اسمان برای مسلمانان روشن شود. و می داند که این گره خوردگی ملت طرد شدن از سرزمینش با «نبرد دین و تاریخ و وجود» نه فقط مبارزه بلکه دین داری را نیز به جایگاهی تازه ارتقا می دهد و موجب تقرب شخصیت های داستان سنوار به دینداری و معنویت می شود.
سال ها قبل وقتی خبرنگاری از سنوار پرسیده بود که موضع کشورهای عربی موجب نا امیدی از شما نمی شود؟ پاسخ داد: « ما ملت فلسطین تصمیم گرفتیم با خون قلب هامان و اجساد زنان و کودکانمان سدی بسازیم که مانع فروپاشی جهان اعراب شود.» و فهمانده بود که این ماییم که نیازمند جهاد انسان غزه هستیم تا حیات ما متاثر از غنای صبر و مقاومت عظیم این مردم شود.